تبليغاتX
راز گل سرخ

 

حالم از همه ی آدمای دورو ورم به هم می خوره

اه

کی تموم میشه این زندگی لعنتی

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


 

نوشته شده توسط sadaf در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 ساعت 1:34 موضوع | لینک ثابت


آهنگ...

 

دلم بشکنه حرفی نیس

حقیقت رو ازت می خوام

بهم راحت بگو میری

حالا که سرده رویاهام

نمی دونم کجا بود که دلت رو دادی دسته اون

خودت خورشید شدی بی من

منم دل تنگه بارون....


 

نوشته شده توسط sadaf در شنبه بیست و چهارم دی 1390 ساعت 10:13 موضوع | لینک ثابت


 

چشمانم را شستم سهراب ، بدتر شد ... دروغها و پستی ها را شفاف تر میبینم ...


 

نوشته شده توسط sadaf در پنجشنبه پنجم آبان 1390 ساعت 0:42 موضوع | لینک ثابت


وااااااااااااییییییی

 

درررررررررررررس

کنــــــــــکوووووووررر

مخم دیگه نمیکشــــــــــه.......


 

نوشته شده توسط sadaf در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390 ساعت 23:12 موضوع | لینک ثابت


چیزی دیگه نمووووووونده!!!!!!!

 

یه خبر!!!!!!

۱مهر نزدیکه

چراااااااااااااااااا میره جلو عقربه هی متنفرم از ته دل من از اوله مهر  (واقعا راست گفت)

فعلا


 

نوشته شده توسط sadaf در چهارشنبه سی ام شهریور 1390 ساعت 11:6 موضوع | لینک ثابت


به کسی عشق بورز که لایق عشق باشه ، نه کسی که تشنه ی عشقه
چون کسی که نشته است یه روزی سیراب میشه . . .


 

نوشته شده توسط sadaf در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 ساعت 0:28 موضوع | لینک ثابت


...

زندگی مثل پیانو است ، دکمه های سیاه برای غم ها و دکمه های سفید برای شادی ها . اما زمانی میتوان آهنگ زیبایی نواخت که دکمه های سفید و سیاه را با هم فشار دهی.


 

نوشته شده توسط sadaf در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 ساعت 0:25 موضوع | لینک ثابت


بوسه

 

بوسه اسم است چون عمومی است بوسه فعل است چون هم لازم است هم متعدی بوسه حرف تعجب است چون اگر ناگهانی باشد طرف مقابل را مات و مهبوت میکند بوسه ضمیر است چون از قید انسان خارج نیست بوسه حرف ربط است چون 2 نفر را به هم متصل میکند.


 

نوشته شده توسط sadaf در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 ساعت 0:22 موضوع | لینک ثابت


نشانی...

 

نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم:

 درعصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو! کلبه ی غریبی ام را پیدا کن، کناربیدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهای رنگی ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! مرا می یابی.


 

نوشته شده توسط sadaf در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 ساعت 0:21 موضوع | لینک ثابت


...

 

دوست داشتم پرواز کنم در اوج آسمانها تا شاید خودم قطره عاشق را میان این همه قطره پیدا کنم… می دانستم قطره هایی که از آسمان می ریزد اشکهای آسمان است… اشکهایی که هر قطره از آن خاطره ای بیش نبود


 

نوشته شده توسط sadaf در دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 ساعت 15:35 موضوع | لینک ثابت